همان شيوه‌ٴ بي‌خيالي از پيچيده‌گويي او شكايت كرده‌اند.1 از سوي ديگر باسانوس پوليتوس در سال 1505 رساله در مقدمه بر كتاب محاسب سوينسهِـد را در ونيز انتشار داد، آلواروس توماس‌ ليسبوني در سال 1509 رساله درباب حركات سه‌گانه براساس كتاب محاسب سوينسهِـد را در پاريس منتشر كرد، پي‌يترو پومپوناتسي مانتوايي (1462 ـ 1525) تشديد و تخفيف اشكال را در سال 1514 در بولونيا منتشر ساخت و از سوينسهِـد انتقاد كرد و سال بعد در رساله درباب واكنش‌ (بولونيا 1515) اين انتقاد را توسعه داد. راگيوي فلورانسي در حوالي سال 1520 رساله‌ٴ ديگري با همان مضمون نوشت‌. رياضي‌دان بزرگ جيرولامو كاردانو (1501 ـ 1576) سوينسهِـد را يكي‌ از دوازده متفكر بزرگ همه‌ٴ اعصار دانست‌.2 اين ستايش ناگهاني بر بسياري نويسندگان بعدي در سده‌ٴ هفدهم و حتي سده‌ٴ هجدهم موٴثر افتاد. جالب‌ترين پژواك آن در نامه‌ٴ لايب‌نيتز به توماس‌ اسميت (1696) به چشم مي‌خورد: ((اين مطلب را حتي سوينسهِـد هم در كتاب محاسب‌ خودش‌، كه مدخلي بر فلسفه‌ٴ مدرسي است‌، بيان كرده است‌.)) با نبودن هيچ پيش‌رفت مثبت و معتبر، ارزيابي تلاش سوينسهِـد در تاريكي دشوار است‌. ممكن است برايش اعتباري فراوان‌ قايل شد، يا برعكس كارش را بي‌اعتبار شمرد. در پاسخ كساني كه بگويند مطرح كردن سوٴالات‌، ولو جوابي نداشته باشند، درخور تحسين است‌، بايد گفت سوٴالات سوينسهِـد خوب مطرح‌ نشده بود، سوٴالات دقت و صراحت لازم را نداشتند و در آنها اصل فراموش شده بود.

فـرانچسكـوي مـاركـايـي‌

فرانچسكوي ماركايي يا فرانچسكوي پينيانويي‌3 (پينيانو در ماركا)، فرانسيسي ايتاليايي‌، متكلم‌ و فيزيك‌دان (برآمدنش حدود 1320).
او در سال 1320 در پاريس كتاب عبارات را تدريس مي‌كرد. در شرح مقاله‌ٴ چهارم اين كتاب‌ به بحث درباب نيروي رانش يا محرك پرداخت (كه خودش آن را نيروي جنبش مي‌ناميد). او مي‌گويد نيروي جنبش يك جسم پرتابي به‌خاطر هوا نيست‌، بلكه ناشي از تكانه‌ٴ اوليه است‌ (يعني مثلاً دستي كه آن را پرتاب مي‌كند)؛ با اين حال مي‌پذيرد كه محيط ممكن است حركت را تسهيل كند. مارسيليوس اينگمي (چهاردهم ـ 2)، با اين كه موضوع را بهتر از فرانچسكو دريافته‌ بود، باز مايل بود به همان تسليم شود. فرانچسكو (برخلاف ارسطوييان‌) به آن نتيجه رسيد، زيرا نظريه‌اش ساده‌تر، با صرفه‌تر و تنها نظريه‌اي بود كه مي‌توانست توضيح دهد چرا گاه حركت‌


1. از جمله ژان لوئي ويوا (1492 ـ 1540). درباره‌ٴ او نك .(1913 170, 3) Etudes :Duhem 
2. ديگران به‌ترتيب زماني عبارت بودند از آرخوتاس تارانتومي‌، ارسطو، اقليدس‌، ارشميدس‌، آپولونيوس‌، ويتروويوس‌، جالينوس‌، خوارزمي‌، كندي‌، جابربن‌ افلح‌، دُنْس اسكوت‌، يعني شش يوناني‌، يك رومي‌، سه مسلمان و دو لاتيني‌، از جمله سوينسهد.
da Marche or Franciscus Picen.us ,F. da Pignano .3